میراث فرهنگی

میراث فرهنگی و طبیعی در معنای گسترده آن، متعلق به تمام انسانهاست. هر یک از ما حقی از این ارزش های جهانی داریم و مسؤولیم آن را درک کنیم و موظف به ارج گذاری به آنها و حفظ آنها هستیم. میراث فرهنگی مضمون ادراکی گسترده ای است که هم محیط طبیعی و هم محیط فرهنگی را در بر می گیرد. میراث شامل تصورات ذهنی از چشم اندازها، مجموعه های تاریخی، محوطه های طبیعی، محوطه های ساخته شده و نیز تصورات ذهنی از علم الانواع، مجموعه ها(کلکسیون ها)، اعمال فرهنگی سنتی یا اعمال فرهنگی عصر حاضر، شناخت ها و تجربه ها است. میراث یادآور و بیانگر راه طولانی توسعه تاریخی است. میراث تشکیل دهنده جوهر هویت های گوناگون ملی، ناحیه ای، بومی و محلی و جزء جدا ناپذیری از زندگی نوین است. میراث نقطه پویایی برای رجعت و ابزار مثبتی برای توسعه و تبادل است. میراث خاص هر جمعیت و هر محل و خاطره جمعی آنها غیر قابل جایگزینی و برای حال و آینده بازنمای بنیاد ذاتی توسعه است.

در این دوره کلی سازی و یکسره سازی فزاینده، حمایت از میراث فرهنگی هر مکان یا هر ناحیه، حمایت از تنوع فرهنگی آنها، حفاظت از این میراثها و تنوع های فرهنگی و تفسیر آنها، امر مهمی است که هر کسی درهر جایی باید به آن بپردازد.

مدیریت بر میراث فرهنگی

اولین مراد مدیریت بر میراث فرهنگی، شناساندن مفهوم و محتوای آن هم به جوامع گردشگرپذیر و هم به گردشگران و توجیه حفاظت آن برای آنهاست. مدیریت مادی خردمندانه بر میراث فرهنگی و بر توسعه فرهنگی و نزدیکی هوشمندانه و یا انفعالی این دو هم یک حق است و هم یک برتری. این مدیریت باید نسبت به ارزش های میراثی، نسبت به مردم بومی که این میراث را جاودانه می کنند، نسبت به چشم اندازها و فرهنگ هایی که آنها را تولید کرده اند، نسبت به منافع و حقوق کنونی جوامع گردشگر پذیر و نسبت به صاحبان مجموعه تاریخی احساس احترام کند و حامل احترام باشد.

تعامل پویا بین میراث فرهنگی و گردشگری

 گردشگری ملی و بین المللی یکی از محمل های اصلی تبادل فرهنگی بوده و هست. فرصتی است برای درک تجربه های حرفهایی که از گذشته باقی مانده بلکه مجالی است برای درک تجربه های کنونی سایر گروه های انسانی. این  نوع  گردشگری به شکل گسترده ای به مثابه نیروی مثبتی شناخته شده که به حفاظت میراث طبیعی ومیراث فرهنگی مساعدت می کند. گردشگری می تواند از ویژگی های اقتصادی میراث استفاده کند و آن را با بوجود آوردن منابع، با توسعه آموزش و با تغییر جهت دادن به سیاست، برای حفاظت خود به کار برد. گردشگری یک شرط اساسی اقتصادی را برای کشورهای متعدد و ناحیه های متعدد عرضه می دارد و اگر با موفقیت اداره شود می تواند عامل مهمی برای توسعه باشد.

 گردشگری در بطن توسعه تبدیل به پدیده فرهنگی پیچیده ای شده است. گردشگری در قلمروهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی، علمی، بوم شناختی و زیبایی شناختی نقش اساسی ایفا می کند. کامیابی به ارزش دادن به تضادها و تعارضهایی که می توانند بین انتظارات گردشگران و تمایلات جوامع گردشگرپذیر وجود داشته باشد هم یک مناقشه است و هم یک مساعدت.

میراث طبیعی و فرهنگی، مثل تنوع فرهنگهای زنده، جاذبه های گردشگری عمده و مهمی هستند.گردشگری برای جوامع گردشگر پذیر حامل امتیازاتی است و استطاعت ها و دلالت های مهمی را برای آنها فراهم می کند تا براساس آنها عهده دار امر نگهداری میراث و اعمال و عادات فرهنگی شان باشند. برای مساعدت به حمایت از منابع میراثی برای نسلهای آینده، مشارکت بین جوامع گردشگر پذیر نمونه، حافظان و متصدیان گردشگری، مالکان خصوصی، مسؤولان سیاسی، اندیشمندان و برنامه ریزان و مدیران ضرورت دارد .

تعامل بین محیط و فرهنگ

کالبد شهر، در گذشته دارای کالبدی  نجیب و آرام و متین و متوازن و هماهنگ بود که در سایه و جوار عمارات معنوی مسجد و زیارتگاه و حسینیه و حتی دارالاماره که به نحوی خویش را ظل ا… می نامید غنوده بود. اگر چه کالبد شهر با مصالح محدود و معدودی بنا شده بود لکن، تنوع اشکال و تناسبات و احجام سبب می شد تا عاری از یکنواختی و خسته کنندگی باشد. محلات شهر تعریف شده بودند و انسان در هر برخوردی ناگریز ازسلام و احوالپرسی، احساس یگانگی با جامعه و فقدان احساس غربت بود. هر از گاهی با عبور از کنار سقاخانه ای و یا عبور از میان حسینیه و تکیه ای قرن ها تاریخ و فتوت و جوانمردی و آزادگی و شهادت در خاطره ها زنده می شد. در فضای خانه، ساخته انسان (در و دیوار و اتاق و حیاط و جملگی تزئینات آنها) با عناصر طبیعی عجین و هماهنگ و توأم بود و ساخته های انسان در کنار آیات الهی بودند. هم آیات الهی متذکر بودند و هم ساخته های انسان اثری هنری می مانستندکه ماده را شرافت بخشیده اند. نه اسرافی و نه تبذیر و اترافی. خانه حرم بود، و مکانی مقدس که با کفش بر فرش آن گام نمی نهادند.

فضای مسجد نیز فضایی مقدس، آشنا و مأمن بود. فرقی نمی کرد، مسجد جامعی باشد سراسر مزین شده به آثار هنرمندان مسلمان یا مسجد محله ای ساده. سلسله مراتبی در آن رعایت می شد و درون آن سرشار از حضور قلبی بودکه برای عبادت لازم است. کالبد آن به مثابه رایت شهر مسلمین در اهتزاز بوده و سایه خویش را همانند سمبل رحمت الهی بر ساکنین شهر انداخته بود. بازار شهر علیرغم ظاهر مادیش مسجد و مدرسه را ناظر اعمال خویش می دید. بسیاری از بازاریان فارغ التحصیلان مدارس بودند که پس از تحصیل نسبی علم(بر خلاف برخی که تحصیل علم را ادامه داده بودند) به بازار آمده بودند و در حجره ضمن خدمت خلق درس و تحصیل خویش را ادامه می دادند.

بافتهای تاریخی شهرها یمان را دریابیم

بافتهای تاریخی شهر ها گنجینه های گرانبهایی از تاریخ و فرهنگ هر کشوری را در خود دارند. فضاها و بناها طرز تفکر و جهان بینی آحاد آن را به نمایش می گذارند و از این رو یک روند منطقی در جهت تکامل و توسعه، نگرش، ابزار و مفاهیم مورد نیاز را سخاوتمندانه در اختیار نسل های بعد از خود قرار می دهند.

مطالعه و احیای مراکز تاریخی شهر ها و به عبارتی بافت ها و محوطه های قدیمی که نیاز جدی و ملموس به آن، امروزه آن را به عنوان امری محتوم مورد توجه علا قمندان و مسوولان قرار داده است، معلول برداشت های متفاوت لااقل در سه قرن اخیر در خصوص بینش، فرهنگ، سنت، هنر و معماری و در یک کلام ” شیوه زندگی ” می باشد.